السلام علی الحسین ع

✨﷽✨

#حکایت_خواندنی

✍ در بنی اسرائیل یک نفر قاضی بود که بین مردم به حق قضاوت می کرد. او وقتی که در بستر مرگ قرار گرفت به همسرش گفت هنگامی که مُردم، مرا غسل بده و کفن کن و چهره ام را بپوشان و مرا بر روی تخت بگذار که به خواست خدا چیز بد و ناگواری نخواهی دید.

وقتی که او مُرد، همسرش طبق وصیت او رفتار کرد و پس از چند دقیقه، روپوش را از روی صورتش کنار زد، ناگاه کرمی را دید که بینی او را قطعه قطعه می کند.از این منظره وحشت زده شد و روپوش را به صورتش افکند.

همان شب در عالم خواب شوهرش را دید، به شوهرش گفت آیا از آنچه در مورد آن کرم دیدی وحشت کردی؟ زن گفت آری. قاضی گفت سوگند به خدا آن منظره وحشتناک به خاطر تمایل من به برادرت بود.

روزی برادرت با یک نفر نزاع داشت و نزد من آمد. وقتی که آنها نزد من نشستند تا بین آنها قضاوت کنم، من پیش خود گفتم خدایا، حق را با برادر زنم قرار بده. وقتی که نزاع آنها بررسی گردید اتقاقاً حق با برادر تو بود، خوشحال شدم.

آنچه از کرم دیدی مکافات عمل من بود که چرا چنین مایل بودم که حق با برادر زنم باشد و بی طرفی را در هوای نفس خودم حفظ نکردم.
لبیک یاحسین ع
لبیک یامهدی عج
اللهم عجل لولیک الفرج کپی باذکرصلوات
دیدگاه ها (۰)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

منتخب روز جمعه از....

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

داستان بحارالانوار(74) کرمی درون بینی قاضی!در بین بنی اسرائی...

کرمی درون بینی قاضی!در بین بنی اسرائیل قاضی ای بود که میان م...

دو پیرمرد که یکی از آنها قدبلند و قوی هیکل و دیگری قدخمیده و...

💠 فیلم مختار نامه وهب نصرانی در کربلا 💠

#فاطمیه ◾️چادر نورانی و مسلمان شدن هشتاد یهودی📌روزی حضرت #ام...

🔴زنی مبارزی که با همسرش در یک اتاق شکنجه میشد🔹بانو فاطمه اسم...

✅ فقط سه کلمه ...❗

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط