رمان رویای من

رمان رویای من

پارت ۱۶

ارسلان، البته چقدر میخوای بزگ شی

دیانا، خنده

ارسلان، تو جرا آنقدر حواس پرتی

دیانا، نمیدونم

ارسلان، آها یادم رفت مامانت گفت مواظب دختر حواس پرت و شیطون من باش پس باید مراقب باشم از کنارم تکون نخور چون قول دادم

دیانا، من حواس پرت نیستم

ارسلان، هستی

دیانا، نخیرم اصلا وظیفه ات از من مراقبت کنی خاک توسرم این چی بود گفتم

ارسلان، خنده

چهار پارت به دلیل ۳۲۰ تایی شدنمون
۳۳۰ تایی بشیم هم پارت میدم
دیدگاه ها (۱۵)

رمان رویای من پارت ۱۷دیانا، عه بسه ارسلان، زانوت دیانا، خوبم...

رمان رویای من پارت ۱۸دیانا، استاددد😳ارسلان، چیههدیانا، بشینم...

رمان رویای منپارت ۱۵دیانا، دوباره نشستم روی صندلیارسلان، یکم...

رمان رویای من پارت ۱۴دیانا، مرسی ارسلان، پاشو بدو برو سر کلا...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط