این آهنگ مستقیم من رو میبره به یه شب تابستونیِ پرستاره...

این آهنگ مستقیم من رو میبره به یه شب تابستونیِ پرستاره...🥺
همون خونه حیاط دار نقلیمون. وقتی که فقط پنج سالم بود. مامان تو ایوون به اصرار ما بچه ها برامون تشک انداخته بود.
بابا یه رادیو داشت که شبا باهاش به قصه های شب بخیر کوچولو گوش می‌کردیم.
یادمه داستان که شروع شد، به آسمون نگاه کردم و سعی کردم داستان رو تصویر سازی کنم،
کم کم چشمم گرم شد و رو تشک چرخیدم و خنکی تشک یه جون به جونام اضافه کرد.
مامان که فکر کرد خوابمون برده، رادیو رو برداشت و رفت تو خونه اما من هنوز صدای رادیو رو میشنیدم که میگفت: شب بر همه خوش تا صبح فردا.
راستی


شب بر همه خوش تا صبح فردا🌙
دیدگاه ها (۱۷)

گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شودگاهی نمی شود که نمی شود که ن...

وقتی "سرمایه ات""خوبی" باشد 🌿🌷آنوقت دیگر ثروتت "پول نیست" ثر...

باشد احوال جهان افتان و خیزان غم مخور ...🌸

به چه می اندیشی؟! به خزانی که گذشت؟ به بهاری که نبود؟ به ام...

Novel panleo ♡ #part⁵⁴ ♡『 paniz 』شب رو خونه‌ی خاله نسرین بود...

🐰🐰🐰/ minho 𝑩𝒖𝒃𝒃𝒍𝒆 upلینو تو بابِل🫠🐰✨️🩷:🐰:الان دفعه سومیه که ...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۲۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط