در حقیقت آدَمی،

در حقیقت آدَمی،
در یک سکانس از زندگی‌اش گیر میکند!
و بعد دیگر مهِم نیست که تا کجا پیش می رود،
تا هر جایی که بِرود
تا هر جایی
بازهم با یک چشم برهم زدن برمیگردد به همان سِکانس،
همان سال، همان روز، همان ساعت، همان لحظه ..
و پیر شدنِ انسان از همین لحظه شروع می شود
دیدگاه ها (۱)

‹‌ غصه می رمد ز لبخند ما! :) ›

و بازمانده ی دنیای درد ما بودیمکسی که دید و فراموش کرد ما بو...

بالاخره یه چیزی تو دنیا باید باشه که خوبت کنهقرصی،دارویی، آد...

یاد بگیر، هرکی بهت گفت:«نمیخوام ناراحتت کنما ولی ..» وانستا،...

⏳ زمان همچون جریانی آرام و بی‌پایان، از میان زندگی ما عبور ...

معرفی کتاب پیش به سوی سبک زندگی سالم

آخرش می‌فهمیکه نشانه‌هاهیچ‌وقت به تو دروغ نمی‌گویند.ما هستیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط