اسلاید
اسلاید ۱:
🦙: دلام ما هیونی و
🐷🐰: بینی هستیم.
اسلاید ۲:
🦙: اوه، اعلام شده که لینو هیونگ سفیر گوچی شده؟
🐷🐰: قبلاً اعلام نشده بود؟
🦙: وای... لینو هیونگ! بابت سفیر گوچی شدنت تبریک میگم!
🐷🐰: مبارکه!
اسلاید ۳:
🐷🐰: وقتی برگردیم کره، قراره یه چیزی آماده کنیم
🦙: چی داریم آماده میکنیم؟
🐷🐰: داریم یه کاری میکنیم. باید یه چیزی آماده کنیم، وگرنه قدم بعدی وجود نخواهد داشت. درسته؟
🦙: درسته
🐷🐰: پس آره، داریم یه چیزی آماده میکنیم
اسلاید ۴:
🐷🐰: هیونجین میدونه که الان هم سن شدیم، درسته؟
🦙: چرا؟
🐷🐰: چون تولدت گذشته دیگه
🦙: هنوز سن بینالمللی ادامه داره؟
🐷🐰: فکر کنم آره
🦙: چی؟ چانگبین~!
🐷🐰: ولی من بیشتر دوست دارم تو دونگسنگ باشی
🦙: آره، دونگسنگ بودن بهتره
🐷🐰: من کلاً با دونگسنگها راحتترم!
🦙: من با هیونگها راحتترم تا با دونگسنگها
🐷🐰: واقعاً؟ یعنی با آیان راحت نیستی؟
🦙: نه، نه، اینجوری نمیشه گفت، آیان از من بزرگتره، منظورم اینه که فقط با کوچیکتر از خودم (بهجز آیان) یهکم سخته… البته جونگین کوچیکتره ولی...
🐷🐰: آیان نباید اینو ببینه
🦙: [وانمود میکنه گوشهای جونگین رو میپوشونه]
اسلاید ۵:
🐷🐰: هیونجین، بعد از درست کردن پیتزا اومدی؟
🦙: هان؟
🐷🐰: بعد از درست کردن پیتزا اومدی؟
🦙: آره
🐷🐰: داشتی خمیر ورز میدادی؟
🦙: آره
اسلاید ۶:
هیونجین پیتزا آورد تا موکبانگ لایو انجام بدن.
اسلاید ۷:
هیونبینی داشتن دربارهٔ سیستم سن بینالمللی صحبت میکردن و میگفتن که اون رو ترجیح میدن چون باعث میشه احساس جوونتر بودن بکنن. همچنین باعث میشه که همسن به نظر برسن چون تولد چانگبین هنوز نرسیده.
اسلاید ۸:
🐷🐰: اگه بخوام یه تیامآی بگم، اینه که… کازینم توی کانادا زندگی میکنه… اونجا درس میخونه، و امروز برای دیدن کنسرت اومده بود، برام هدیه آورد و اومد سلام کنه، واسه همین تونستم بعد از مدتها ببینمش. و همچنین، شوهرِ خالهم (یا عمهم) اهل کاناداست. کاناداییه ولی الان رفته سفر اروپا و از این چیزا… یه بار اومده بود یکی از کنسرتهامون توی کره؟ نه صبر کن، فکر کنم توی اروپا همو دیدیم… بعد از مدتها تونستم ببینمش. یادمه وقتی کوچیک بودم، اومده بود کره و با هم رفتیم گردش. اون خاطره هنوز تو ذهنمه… یادمه برام کارتِ بازیکنای هاکی هم آورد، چون توی کانادا هاکی معروفه. واسه همین، کانادا از بچگی برام یه کشور آشنا بوده.
اسلاید 9:
هیونبینی داشتن میز رو تمیز میکردن، تا بازی کنن.
🦙: این اتاق من نیست~ این اتاق سو چانگبینه~ پس هر کاری دوست دارم انجام میدم~!
🐷🐰: درسته، از فردا دیگه اتاق منم قرار نیست باشه.
🦙: دلام ما هیونی و
🐷🐰: بینی هستیم.
اسلاید ۲:
🦙: اوه، اعلام شده که لینو هیونگ سفیر گوچی شده؟
🐷🐰: قبلاً اعلام نشده بود؟
🦙: وای... لینو هیونگ! بابت سفیر گوچی شدنت تبریک میگم!
🐷🐰: مبارکه!
اسلاید ۳:
🐷🐰: وقتی برگردیم کره، قراره یه چیزی آماده کنیم
🦙: چی داریم آماده میکنیم؟
🐷🐰: داریم یه کاری میکنیم. باید یه چیزی آماده کنیم، وگرنه قدم بعدی وجود نخواهد داشت. درسته؟
🦙: درسته
🐷🐰: پس آره، داریم یه چیزی آماده میکنیم
اسلاید ۴:
🐷🐰: هیونجین میدونه که الان هم سن شدیم، درسته؟
🦙: چرا؟
🐷🐰: چون تولدت گذشته دیگه
🦙: هنوز سن بینالمللی ادامه داره؟
🐷🐰: فکر کنم آره
🦙: چی؟ چانگبین~!
🐷🐰: ولی من بیشتر دوست دارم تو دونگسنگ باشی
🦙: آره، دونگسنگ بودن بهتره
🐷🐰: من کلاً با دونگسنگها راحتترم!
🦙: من با هیونگها راحتترم تا با دونگسنگها
🐷🐰: واقعاً؟ یعنی با آیان راحت نیستی؟
🦙: نه، نه، اینجوری نمیشه گفت، آیان از من بزرگتره، منظورم اینه که فقط با کوچیکتر از خودم (بهجز آیان) یهکم سخته… البته جونگین کوچیکتره ولی...
🐷🐰: آیان نباید اینو ببینه
🦙: [وانمود میکنه گوشهای جونگین رو میپوشونه]
اسلاید ۵:
🐷🐰: هیونجین، بعد از درست کردن پیتزا اومدی؟
🦙: هان؟
🐷🐰: بعد از درست کردن پیتزا اومدی؟
🦙: آره
🐷🐰: داشتی خمیر ورز میدادی؟
🦙: آره
اسلاید ۶:
هیونجین پیتزا آورد تا موکبانگ لایو انجام بدن.
اسلاید ۷:
هیونبینی داشتن دربارهٔ سیستم سن بینالمللی صحبت میکردن و میگفتن که اون رو ترجیح میدن چون باعث میشه احساس جوونتر بودن بکنن. همچنین باعث میشه که همسن به نظر برسن چون تولد چانگبین هنوز نرسیده.
اسلاید ۸:
🐷🐰: اگه بخوام یه تیامآی بگم، اینه که… کازینم توی کانادا زندگی میکنه… اونجا درس میخونه، و امروز برای دیدن کنسرت اومده بود، برام هدیه آورد و اومد سلام کنه، واسه همین تونستم بعد از مدتها ببینمش. و همچنین، شوهرِ خالهم (یا عمهم) اهل کاناداست. کاناداییه ولی الان رفته سفر اروپا و از این چیزا… یه بار اومده بود یکی از کنسرتهامون توی کره؟ نه صبر کن، فکر کنم توی اروپا همو دیدیم… بعد از مدتها تونستم ببینمش. یادمه وقتی کوچیک بودم، اومده بود کره و با هم رفتیم گردش. اون خاطره هنوز تو ذهنمه… یادمه برام کارتِ بازیکنای هاکی هم آورد، چون توی کانادا هاکی معروفه. واسه همین، کانادا از بچگی برام یه کشور آشنا بوده.
اسلاید 9:
هیونبینی داشتن میز رو تمیز میکردن، تا بازی کنن.
🦙: این اتاق من نیست~ این اتاق سو چانگبینه~ پس هر کاری دوست دارم انجام میدم~!
🐷🐰: درسته، از فردا دیگه اتاق منم قرار نیست باشه.
- ۱۶.۳k
- ۱۰ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط