پر پرواز ندارم

پر پرواز ندارم
اما
دلی دارم و حسرتِ دُرناها.
و به هنگامی که مرغانِ مهاجر
در دریاچه‌ی ماهتاب
پارو می‌کشند،
خوشا رها کردن و رفتن!
خوابی دیگر
به مُردابی دیگر!
خوشا ماندابی دیگر
به ساحلی دیگر
به دریایی دیگر!
خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی،
خوشا اگر نه رها زیستن، مردن به رهایی!
آه، این پرنده
در این قفسِ تنگ
نمی‌خواند.
شاملو
💯
دیدگاه ها (۰)

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

پرپرواز ندارماما...دلی دارم و حسرت درناهاو به هنگامی که مرغا...

پرپرواز ندارمامادلی دارم و حسرت درناهاو به هنگامی که مرغان م...

پـر پرواز ندارمامّا ؛دلی دارم و حسرت درنـاهاو بہ هنگامی کہ م...

پر پرواز ندارم اما دلی دارم و حسرت درناها و به هنگامی که م...

پرپرواز ندارمامادلی دارم و حسرت درناهاو به هنگامی که مرغان م...

پرپرواز ندارمامادلی دارم و حسرت درناهاو به هنگامی که مرغان م...

پرپرواز ندارمامادلی دارم و حسرت درناهاو به هنگامی که مرغان م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط