گفتی مرا چو جویی در جان خویش یابی

گفتی مرا چو جویی در جان خویش یابی
چون جویمت کـه در جان، بس بی نشان نشستی

برخاست ز امتحانت یکبارگی دل من
من خود کیم کـه با من در امتحان نشستی

تا من تو را بدیدم، دیگر جهان ندیدم
گم شد جهان ز چشمم، تا در جهان نشستی...


🦋💞🦋
#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۴)

دلا چون کس نخواهد ماند دایم هم نمانی توقدم در نه اگر هستی طل...

عاشقی و بی نوایی کار ماستکار کار ماست چون او یار ماستتا بود ...

برخیز و بیا بتا برای دل ماحل کن بـه جمال خویشتن مشکل مایک کو...

ای هجر تو وصل جاودانی اندوه تو عيش و شادمانیدر عشق تو نيم ذر...

برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زنده‌امور چه آزادم ترا تا زنده‌ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط