My lovely neighbor part : 5

_ من به سختی میتونم از هنرم برای از ریخت انداختن اینجا استفاده کنم تا حالا محله رو نگاه نکردی؟ اینجا مرکز هنره، فقط مال من رو دیواره و واکنش تو درباره ی سگ‌ها
+ اینجا کی همه رو میگاد؟ جای بحث داره
_ من میتونستم پشت اون کارهای هنری با اسپری میز پرس سینه و بقیه ی تجهیزات رو ببینم
+ الان سگ‌ها کجان؟
_ چرت میزنن
+ سگ‌ها چرت می زنن؟
+ اره، اونا خوابیدن چون ه*رز*گیه امروز صبح تو اونا رو بیدار کرد.
اون لبخندی زد و این بهم فهموند که این مکالمه چقدر سرگرمش کرده
+ اون T ( tea چای) مخفف ، نه ؟
اون بلافاصله جواب داد و قبل از جواب دادن نگاه اعتراض آمیزی کرد
_ اون T یعنی تهیونگ
+ "تهیونگ"!
معلومه که باید به اسم جذاب هم داشته باشه.
من به اطراف نگاه کردم
+ چرا برای مستاجرها آدرس اینجا رو نوشتی؟
_ اه نمیدونم شاید نمیخواستم دیوونه هایی که من رو با به ضد مسیح مقایسه میکنن هر ساعت تو خونه ام باشن
کمکی نمیتونستم بکنم ولی کمی خندیدم این به به دلیل انحرافی بود.
+ خوب این ملاقات کاملا بی فایده بود. از تمرینت لذت ببر.
⊱⋅—————⋅ 𔘓 ⋅—————⋅⊰
اون روز عصر اعضای سمفونی سانفرانسیسکو از مرکز جوانان دیدن کردن اونها به اجرای کوچیکی برای ما داشتن دیدن لبخند روی صورت اون بچه ها وقتی که دور و ورشون پر از اسباب بازیه و اونا باهاشون خیال پردازی میکنن باعث میشه که به یاد بیارم چقدر عاشق کارم هستم.
وقتی همه روی مهمان‌های ما تمرکز کرده بودن متوجه شدم که یکی از نوجوانان اریل سندوال تو یه گوشه ای با موبایلش قایم شده از وقتی که اینجا تبدیل به مکانی برای یادگیری شده بود استفاده از گوشی‌های وایرلس ضد قوانين مركز بود. نوجوانانی که موبایل داشتن باید اونا رو توی صندوق میگذاشتن و وقتی از اینجا خارج میشدن اونا رو پس می گرفتن
+ اریل همه چیز مرتبه تو باید خودتو مثل بقیه سرگرم کنی
اون سرش رو به معنی "نه" تکون داد
> متاسفم میدونم نمیتونم موبایلم رو داشته باشم ولی لازمش دارم و اینکه.... نه همه چیز خوب نیست
کنار اون روی زمین نشستم
+ مشکل چیه؟
> مشکل "کايه" من توی فیس بوک بودم که ببینم کسی کسی تگش میکنه یا نه
دوست پسرش کای معمولا اینجا بود و توی تیم بسکتبال مرکز بازی میکرد اون رو بیشتر دخترا دوست داشتن و من وقتی این رو فهمیدم که کای و آریل باهم قرار میگذاشتن
این من رو نگران میکرد نه فقط به خاطر سنشون هر دو پانزده ساله بودن بلکه به خاطر محبوبیت کای
به خاطر همین وقتی آریل گفت:
> فکر کنم اون با یه نفر دیگه است
اصلا سوپرایز نشدم
+ از کجا میدونی؟
> اون هفته ی گذشته بعد از مدرسه اینجا نیومد و برادرم بهم گفت که تو مرکز خرید کای رو با یه دختر دیگه دیده
قلبم درد گرفت میخواستم بهش بگم که حق با اونه ولی مطمئن نبودم که اون از نظر احساسی آمادگی شنیدن این رو داشته باشه
+ خب تا وقتی که با کای روبه رو نشدی هیچ نتیجه گیری نکن ولی باید باهاش صحبت کنی...این چیزها رو بدونی بهتر از اینه که کورکورانه ادامه بدی مطمئنم نمیخوای وقتت رو برای کسی تلف کنی که باهات صادق نیست
این رو نمی دونستم.
با این که جونگکوک هیچ حقه ی فیزیکی روی من انجام نداد ولی حقه های احساسی داشت
آریل چشم هاش را پاک کرد و دوباره به من نگاه کرد
> میتونم به چیزی ازت بپرسم؟
+ البته
> بین تو و جونگکوک چه اتفاقی افتاد؟
شکمم پیچ خورد انتظار نداشتم که از اون بپرسه و این به قصه ی طولانی برای بازگو کردن بود.
این جا همه میدونستن که من و جونگکوک دوست دختر و دوست پسر بودیم همه از این به ضربه ی پای سخت خورده بودن
جونگکوک مشاور مورد علاقه ی همه بود وقتی اون مرکز رو ترک کرد بچه ها ناامید بودن
+ منظورت اینه که میخوای بدونی چرا ما تموم کردیم؟
> اره
اگه میخواستم همه اش رو تو یه جلمه خلاصه کنم میگفتم
+ اون عاشق به نفر دیگه شد
آریل با سردرگمی بهم نگاه کرد
> چطور میتونی با یکی باشی ولی عاشق کس دیگه ای بشی؟
آه سوال سال
+ دارم سعی میکنم این رو بفهمم، آریل.
> من یادمه اون چطوری اطراف تو رفتار میکرد انگار که شما دوتا عاشق هم بودید
زمزمه کردم
+ منم این جوری فکر میکردم
> فکر میکنی اون هیچ وقت دوستت نداشته یا فقط یه دختر دیگه رو از تو بیشتر دوست داشت؟
مثل این بود که این دختر پونزده ساله توی روح منو گشته و سوالی رو که من بیشتر موقع ها از خودم میپرسم رو شوت کرده بیرون میخوام باهاش کاملا روراست باشم

سلام به عزیزان گلم شبتون بخیر امیدوارم حالتون خوب باشه اینم از پارت هدیه لایک و کامنت بزارید حمایت فراموش نشه
حمایت رمان جفت خون‌آشام من فراموش نشه خوشگلا من
دیدگاه ها (۲۹)

My Vampire Mate Season 2 part : 17

My Vampire Mate Season 2 part : 18

My lovely neighbor part : 4

My lovely neighbor part : 3

عشق ممنوع part=۱۱(دفترچه خاطرات جونگکوک – شب، خونه)"هفته گذش...

عشقی که بهش نخواهی رسید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط