من شاهرگ های برای یکی می زندم

من شاهرگ های برای یکی می زندم
که قدرمو ندونست
ولم کرده
دیدم صبح پیام می ده من
دیگه با رل نمی زنم
دختره می گفت ت. به درده من نمی خوری
خدایا ما انقدر بیچارمی
دیدگاه ها (۸)

خدایاااااااا🥺🥺🥺🥺🥺😭😭😭😭😭

راست می گه

هییی روزگار

سناریو باجی پارت اخر

(هی ) سناریو باچیرا پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط