طوری برایِ برگشت برات زانو زدم ،

طوری برایِ برگشت برات زانو زدم ،
که انگار آخرین خط از مانیتورِ که بالا و پایین میشه.. و وقتی صاف بشه مصادف میشه با قطع شدن نفسم و من با آخرین تلاش رسیدم به دستایی که نفسم و قطع کرد... برای همیشه!














































































_کافه تهکوک #TK












































































































the memories of with you
دیدگاه ها (۱)

_ بهم نگاه کن نعنا.. قدرت چشماتو  دست کم نگیر، این دو تا تیل...

ته : اگه میدونستم آخرین خنده هاتِ.. بیشتر میخندوندمت پاره تن...

_حتی تصور روزی که دیگه اسمم رو با صدای تو نشنوم قلبم رو به د...

اگر عشقِ من به تو اُقیانوس بود ، دگر هیچ خشکی ای باقی نمیمان...

«فصل۲ The magic of lov »part ۹۶لازم تونستم اون هریسون رو بب...

«فصل۲ The magic of lov »part ۸۹اصلا انگار سنکوب کرده بودم و...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۱۲برگشت و تند تند شروع کرد به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط