طوری برایِ برگشت برات زانو زدم ،

طوری برایِ برگشت برات زانو زدم ،
که انگار آخرین خط از مانیتورِ که بالا و پایین میشه.. و وقتی صاف بشه مصادف میشه با قطع شدن نفسم و من با آخرین تلاش رسیدم به دستایی که نفسم و قطع کرد... برای همیشه!














































































_کافه تهکوک #TK












































































































the memories of with you
دیدگاه ها (۱)

part 68صبح//نامجون اولین کسی بود که بیدار شد بعد از اونم یون...

محو زیبایی او پارت ۳۵ویو تهیونگ وارد همون راهرو شدم ولی به ج...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

رمان اسیر خان پارت هشتم 8

Part 8

قسمت ۱۰

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت سوم یوشیرو : دوهفته دیگه؟ اما قربان شما که گفتید یه ما...

Custom bride part : 6

My lovely neighbor part : 72

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط