_*به لبه ی پرتگاه که رسیدم تازه فهمیدم با آسیب زدن به تو

_*به لبه ی پرتگاه که رسیدم تازه فهمیدم با آسیب زدن به تو داشتم ذره ذره ی وجود خودمو میکشتم... همون لحظه ی آخر فهمیدم ولی دیر بود و تو رفته بودی...*_
دیدگاه ها (۰)

فیک با این وایب؟»»»

جیمینییی خودمههههه

*_مهم نیست که بزرگت کردم یا چطوری صدام میزنی...اگر این چیزیه...

_*امروز بیشتر از دیروز دوستت دارم و فردا بیشتر از امروز...و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط