لبان دخترکی از عطش کمی خشکید

لبان دخترکی از عطش کمی خشکید
و قطره قطره ی بغضش کنار غم بنشست
و ناله های زمین/ داغ داغ / یک فریاد/
و آب قصه ی دردیست مثل دردهای کویر/
و مردمان کویر آب را چه میدانند؟/ سرودهای لب خشک را تو می فهمی/ کنار آبِ فراتی ولی لبت خشک است/ هزار ظالم خنجر کشیده آن طرفند/ و طعم آب را که بداند بجز کویرِ دلت/
و طعم قحطی عدل و عدالتت پیداست/ از اینکه آب را نمودی دریغ زان لبِ خشک/ طنین عدل تو را از دریغِ آب و نگاهت چه خوب فهمیدم/ چه خوب زمانی شناختمت ای ستمگر دژخیم...
Join my group board
, مجموعه اشعار ساسان خاکسار متخلص به وحید تویسرکانی
on Pinterest! https://pin.it/6kSkqEb
دیدگاه ها (۱)

A girl's lips were a little dry from thirst And a drop of hi...

لبان دخترکی از عطش کمی خشکیدو قطره قطره ی بغضش کنار غم بنشست...

در کنج کوچه ی بن بستِ باغسار/یعنی درست کنار دو جویبار/ با ر...

حرف حق را از لسانِ اهلِ آن باید شنیدورنه هر رندِ خراباتی به...

سخنان شما همه گنجندمردمان حقشان فزون از گنجآب و خاک و هوا و ...

نادیا انجمن

عزیز البریهی

عزیز البریهی

شهر آرام است مثل دیشب و شبهای قبل...

Weird text kaomoji >-<

دانلود مجله فردوسی - شماره 226 - 3 بهمن 1334

کسی که با کتاب آرام گیرد....

#تکست #مود #پونی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط