چشمانم را میبندم و آرام به دیوار ترک خورده ی پشت سرم تکیه

چشمانم را میبندم و آرام به دیوار ترک خورده ی پشت سرم تکیه میدهم.
-نگران سرخی نباش ببرِ من، وقت اشکای آسمونه.
رعدو برقی که با تمام وجود از عشق بر روی پاهای آسمان نعره میزند و بعد آسمانی که به حال رعد عاشق پیشه اش میگرید. پوزخندی عمیق روی لب های خشک و سفیدم جا
میگیرد.
-نگران سرخی ؟ من فقط نگرانِ چشمای خیس بارونم...
دیدگاه ها (۰)

این مومنت معنی "پاورکاپل" بودن رو کامل می‌رسونه. :))

یه روزی ازم میپرسی چی مهم تره؟ زندگی من یا زندگی خودت؟و من م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط