My babys part : last

^ اوه جونگکوک هیونگ سلام
_ عه سلام هاری شی خوبی
^ممنون...اگه چیزی میخوای به ا/ت بگی بگو من بهش میگم
_ میخواستم بگم کارمون زود تموم شد و برگشتم
^ چقد خووووب ا/ت خیلی خوشحال میشه
_ راستی خودش کجاست که تو گوشیش رو جواب دادی
^ نگو که نمیدونی
_ چیو نمیدونم؟ هاری اتفاقی افتاده؟
^ احتمالا یادش رفته تا بگه... خب ما اومدیم برای مشخص شدن جنسیت بچه تون
^ الو..هیونگ
تماس قطع شد
در اتاق با شدت زیادی باز شد
= جو..جونگکوکا..تو اینجا
_ هييش
_ دکتر بچه دختره یا پسره؟
& هر دو
_ جان؟؟
اشک تو چشمات حلقه زده بود و به سختی لب زدی
= کوکی دوقلو ان
میتونستی خوشحالی و هیجان رو توی چهرش ببینی جلو اومد سرش رو پایین خم کرد و لباش رو اروم روی لبات گذاشت
_ عاشقتم

سلام به همگی اینم از پارت آخر چند شاتی لایک و کامنت بزارید حمایت کنید حتما
به نظر خودم که خیلی سافت بود شمام با نظراتتون بهم بگین نظرتون راجبش چیه
دیدگاه ها (۹)

your mine part : 1

your mine part : 2

My babys part : 2

My babys part : 1

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

#تکپارتی •وقتی حجم دهنده فلفلی زدی که اعضا می بوسنتچان:ا/ت ا...

love Between the Tides⁴¹یک ساعت بعد صدای گوشیم رو شنیدم تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط