وارث مافیا { پارت ۲ }
وارث مافیا { پارت ۲ }
وقت سفارش بردن شد یکی از کارمندا اونجا به اسم هانا ا/ت رو هل داد و اتفاقی که نباید می افتاد افتاد !
درست حدس زدید لیوان شراب ریخت روی کت جونگکوک جالب کجا بود که ا/ت هنوز نمیدانست که او آقای جئون است.
+: چکار می کنی مگه کوری؟ ( عصبی ، داد )
-: ببخشید ، الان با دستمال پاکش میکنم ! ( آروم ، ترس )
رییس رستوران: وای ! وای ! چکاری کردی کیم ! آقای جئون معذرت می خوام ( ترس ، عصبی )
و ا/ت حالا فهمیده بود که آقای جئون کیست
و فهمیده بود که چه گنده بزرگی زده ،
در همین حین صدای خنده های هانا از پذیرش می اومد او داشت به ا/ت میخندید
رییس رستوران میخواست به ا/ت سیلی بزنه که جونگکوک گفت :
+: نمیخواد این دختر رو بزنید ، فقط سریع یه دستمال مرطوب برای من بیارید ( آروم ، جدی )
آخر شب شد جونگکوک رفته بود بدبختی ا/ت تازه شروع شده بود
ا/ت با خودش گفت :
-: چرا منو دعوا نکرد ؟ چرا منو نزد ؟ ( آروم )
که یهو یه صدایی اومد ...
ادامه دارد ....
وقت سفارش بردن شد یکی از کارمندا اونجا به اسم هانا ا/ت رو هل داد و اتفاقی که نباید می افتاد افتاد !
درست حدس زدید لیوان شراب ریخت روی کت جونگکوک جالب کجا بود که ا/ت هنوز نمیدانست که او آقای جئون است.
+: چکار می کنی مگه کوری؟ ( عصبی ، داد )
-: ببخشید ، الان با دستمال پاکش میکنم ! ( آروم ، ترس )
رییس رستوران: وای ! وای ! چکاری کردی کیم ! آقای جئون معذرت می خوام ( ترس ، عصبی )
و ا/ت حالا فهمیده بود که آقای جئون کیست
و فهمیده بود که چه گنده بزرگی زده ،
در همین حین صدای خنده های هانا از پذیرش می اومد او داشت به ا/ت میخندید
رییس رستوران میخواست به ا/ت سیلی بزنه که جونگکوک گفت :
+: نمیخواد این دختر رو بزنید ، فقط سریع یه دستمال مرطوب برای من بیارید ( آروم ، جدی )
آخر شب شد جونگکوک رفته بود بدبختی ا/ت تازه شروع شده بود
ا/ت با خودش گفت :
-: چرا منو دعوا نکرد ؟ چرا منو نزد ؟ ( آروم )
که یهو یه صدایی اومد ...
ادامه دارد ....
- ۱.۲k
- ۰۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط