Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر
Art under the shadow of =زیر سایه ی هنر
Part :"29
گوشیمو آوردم بالا و صدایی که تا همین لحظه داشتم ضبط میکردمو پخش کردم
مین سوک:"لعنتی...با زبون خوش میگم یا همین الان پاکش میکنی یا گوشیو میدی به خودم"
ا.ت:"چرا باید اینکارو بکنم....میخوام عشقمو نجات بدم"
مین سوک:"عشقت؟هه لعنتی چرا باید همرو عاشق خودش بکنه"
ا.ت:"چون برعکس شما آدم درستیه "
مین سوک:"هه ..اون گوشیو بده منن"*عصبی
ا.ت:"کور خوندی آقای کیم"
مین سوک:"هوانگ ا.تت ....خودم میکشمتت"
ا.ت:"مهم نیست مهم اینه این صدا به دستشون میرسه"
مین سوک:"هه چطوری اعدام ساعت ۸ صبحه..و پرواز تو..ساعت ۵ صبح ..میتونی خودتو برسونی؟"
ا.ت:"خفه شو ...حتی اگه من به موقع نرسم این صدا میرسه مطمئن باش"
مین سوک:"میبینیم "
ا.ت:"میبینیم"
مین سوک:"پس برو ..برو و وسایلتو جمع کن که این عقب نندازتت بیبی"
ا.ت:"اون دهن گشادتو ببند"
مین سوک:"هه مثل اون عشقت بد دهنی"
ا.ت:"همینی که هست آقای کیم"
مین سوک:"آه هیف شد ازت خوشم میومد ولی توام مثل خانوادم اون عوضی رو دوست داری"
ا.ت:"هه چون تو لیاقت دوست داشته شدنو نداری مین سوک شی"
مین سوک:"خفه شو"*بلند
ا.ت:" داد بزن داد بزن که اخرین صداهاییه که ازت در میاد ...دیگه قراره این صدای چندشت تا ابد خاموش بشه"
مین سوک:*خنده عصبی
ا.ت:"خدافظ مین سوک شی"
بلند شدم و از اونجا زدم بیرون
(مین سوک)
مین سوک:ایش لعنتی..لی
لی:بله قربان
مین سوک:هرچه زودتر برام یه بلیط جور کن
لی:برای کجا
مین سوک:هرجا فقط زود *داد
لی:چشم
(ا.ت)
.......
"هر رنگ، رازی را پنهان میکند؛ هر سایه، حقیقتی را فریاد میزند"
ادامه دارد......
Part :"29
گوشیمو آوردم بالا و صدایی که تا همین لحظه داشتم ضبط میکردمو پخش کردم
مین سوک:"لعنتی...با زبون خوش میگم یا همین الان پاکش میکنی یا گوشیو میدی به خودم"
ا.ت:"چرا باید اینکارو بکنم....میخوام عشقمو نجات بدم"
مین سوک:"عشقت؟هه لعنتی چرا باید همرو عاشق خودش بکنه"
ا.ت:"چون برعکس شما آدم درستیه "
مین سوک:"هه ..اون گوشیو بده منن"*عصبی
ا.ت:"کور خوندی آقای کیم"
مین سوک:"هوانگ ا.تت ....خودم میکشمتت"
ا.ت:"مهم نیست مهم اینه این صدا به دستشون میرسه"
مین سوک:"هه چطوری اعدام ساعت ۸ صبحه..و پرواز تو..ساعت ۵ صبح ..میتونی خودتو برسونی؟"
ا.ت:"خفه شو ...حتی اگه من به موقع نرسم این صدا میرسه مطمئن باش"
مین سوک:"میبینیم "
ا.ت:"میبینیم"
مین سوک:"پس برو ..برو و وسایلتو جمع کن که این عقب نندازتت بیبی"
ا.ت:"اون دهن گشادتو ببند"
مین سوک:"هه مثل اون عشقت بد دهنی"
ا.ت:"همینی که هست آقای کیم"
مین سوک:"آه هیف شد ازت خوشم میومد ولی توام مثل خانوادم اون عوضی رو دوست داری"
ا.ت:"هه چون تو لیاقت دوست داشته شدنو نداری مین سوک شی"
مین سوک:"خفه شو"*بلند
ا.ت:" داد بزن داد بزن که اخرین صداهاییه که ازت در میاد ...دیگه قراره این صدای چندشت تا ابد خاموش بشه"
مین سوک:*خنده عصبی
ا.ت:"خدافظ مین سوک شی"
بلند شدم و از اونجا زدم بیرون
(مین سوک)
مین سوک:ایش لعنتی..لی
لی:بله قربان
مین سوک:هرچه زودتر برام یه بلیط جور کن
لی:برای کجا
مین سوک:هرجا فقط زود *داد
لی:چشم
(ا.ت)
.......
"هر رنگ، رازی را پنهان میکند؛ هر سایه، حقیقتی را فریاد میزند"
ادامه دارد......
- ۲.۲k
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط