سر صبحی

🌱🍒سر صبحی...

🌱🍒سر صبحی...
آرامِ جــــــانم دریا را توی
یک فنجانِ گل سرخی ریختم ...
و سر کشیدم!
آفتاب را با آواز گنجشک های عاشق...
وسط ِ آسمان چشم هایم رقصاندم!
سر صبحی صبح را خنداندم!
آدم
تو را که داشته باشد ...
همه ی ساعت هایش سر صبحند!
تازه و پر نور و بخیر ...🌱🍒


معصومه_صابر
دیدگاه ها (۰)

#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجه‌های طلایی‌اش را از لای پرده‌ها ...

نمیبخشمت p.23

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

🌅☀️😍 طلوع آفتاب در زاینده‌رود اصفهان... 🌊🏛️🇮🇷✨🌄🌞 آرام‌آرام خ...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤 پارت دوم «بعضی آدم‌ها از همان نگاه ...

Twenty four

پارت ۳۲اولین صبحِ دنیایِ جدیدِ رزا با نورِ سردِ خورشید و درد...

In the Embrace of DarknessPART 1صدای آرام موسیقی در کافه پخش...

قلبی در قلمرو دشمن — پارت سیزدهم | «عملیات آبرو ریزی رئیس» 😂...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ²« y.n »صبح با نور ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط