The Boss Savage

The Boss Savage
part2
با انگشت شصتش قطره ی عرق روی شقیقه اش رو پاک کرد و محکم گفت:

+بمب خنثی شده اما هنوز هم احتمال انفجارش هست. سریعتر از اینجا دورش کنید چون جون مردم در خطره. میتونید به کارتون برسید.

اعضای تیم همگی تایید کردن و جونگکوک دست هایش رو داخل جیب هاش فرو برد و از موتور خونه خارج شد و به سمت پارکینگ اختصاصی استادیوم حرکت کرد.
تعداد زیادی ار مامورین و هم رسته ای های خودش با دیدنش شروع به دست زدن کردن و جونگکوک بعد از تکون دادن سری برای همه اونها راهش رو به سمت ون مشکی رنگ کج کرد.

با دست راست در ون رو باز کرد و به مرد فربه ای که با تتو های متعدد روی صورت و بدنش از بین رکابی سفید رنگش مشخص بود خیره شد.


شنیدن صدای باز شدن در باعث شد تا سرش رو بالا بیاره با دیدن اون مرد وحشیانه از روی صندلی بلند شد و به سمت جونگکوک هجوم برد اما دست هایی که از پشت گرفتنش جلو پیشرویش به سمت مرد رو گرفتن پس بنابر این با نگاهی پر از غیض و از بین دندون های کلید شده اش خیره به چشم های خونسرد جونگکوک غرید و در حالی که برای رفتن به سمت اون مرد تقلا میکرد گفت:
&تاوان این کارت رو پس میدی جئون!تاوان تمامشون رو پس میدی. انتقام همه ی این ها رو ازت میگیره ....انتقام این کلمه رو فراموش نکن جئون.
جمله ی آخرش رو با فریاد گفت که جونگکوک بی توجه بهش سری برای مامورینی که اون مرد رو گرفته بودن تا به سمتش نیاد تکون داد و این بار با دست چپ در ون رو بدون نگاهی به اون مرد بست:
*سرگرد!
+ببریدش سازمان!خودم بهش رسیدگی میکنم.

23دسامبر
ساعت 00:30دقیقه
سازمان جاسوسی" روسیه
صدای قدم های محکمش داخل راهرو طویل و خالی اکو میشد.


این صدا بعد از یه ماموریت سخت و به پایان رسوندن اون با موفقیت بهش احساس قدرت میداد اما با رسیدن به در چوبی و بزرگ آخر اون راهرو از حرکت ایستاد و دستگیره ی سرد فلزی رو میون مشت هاش گرفت و قبل از باز کردن اون چشم هاش رو روی هم گذاشت.
اون عاشق شغلش بود اما گاهی اوقات از ماموریت های سخت و پشت سر همی که بهش میدادن خستگی شدیدی رو احساس میکرد و این قلبش رو به درد می اورد.
خودش این راه رو انتخاب کرده بود و پشیمونی نداشت اما هنوز هم بعد از گذشت 5 سال به این قضیه عادت نکرده بود .
نفس عمیقی کشید و بعد از تقه ای به در بدن منتظر موندن برای شنیدن جوابی دستگیره رو چرخوند و در رو به جلو هل داد.
با وارد شدن به اتاق جلسه بزرگ روبه روش و دیدن افراد پشت میز از حرکت ایستاد و رو به رو به همه ی نگاه های زوم شده ی روش احترام نظامی گذاشت:
"میتونی بشینی جئون"
به سمت صندلی خالی حرکت کرد و با سر به هیونگ هاش که هرکدوم یکی از صندلی ها رو اشغال کرده بود سلام کرد و با نشستن روی صندلی تونست صدای یکی از مافوق هاش رو بشنوه:
"تبریک میگم جئون! یه ماموریت موفقیت آمیز دیگه به رزومه درخشانت اضافه شد و مثل همیشه ثابت کردی که لایق این جایگاهی"
متواضعانه سرش رو به سمت پایین انداخت و محکم گفت:
+ممنونم سرهنگ این نظر لطف شماست.

مردی که در صدر میز بزرگ نشسته بود و نشانه های روی شونه اش نشان درجه ی بالا و گرد سفید نشسته روی موهاش نشان از تجربه ی زیادش بود نگاه پر از افتخارش رو از جونگکوک گرفتم و با کشیدن خودش رو به جلو آرنج هاش رو به سطح صیقل داده شده ی چوب بلوط میزش تکیه وار به گوش های منتظر جمع داخل اتاق هدیه داد:

"همونطور که اطلاغ دارید یه ماموریت محرمانه به دستمون رسیده که به هیچ عنوان کسی جز همین تیمی که الان داخل این اتاق هستن نباید ازش با خبر بشه. اینجا جمعشدیم تا جزئیات پرونده رو بی سر و صدا ببندیم. این پرونده سریع تر بسته بشه چون به راحتی جدای از به خطر انداختن روابط بین دو کشور روسیه و کره میتونه برای تمامی کشور ها خطر افرین بشه. خب میریم سراغ بازگویی پرونده. سرگرد مین...."
با سر به یونگی که با تبلت داخل دستش کار میکرد اشاره و اون رو دعوت به بلند شدن کرد و با ایستادن رو به روی مانیتور بزرگ نصب شده روی دیوار فلش کوچیکی رو به پشت مانیتور وصل کرد و با کمی ور رفتن تصویری رو روی اون به نمایش داد:
یونگی:...........
حمایتتتت کنیددد
پلیزززز
کامنتتتت بزاریددد لایکککککک بازنشرررر پلیزززز
دیدگاه ها (۱۵)

The Boss Savagepart3 یونگی: " اولیور بارنز" یه دو رگه آسیایی...

یه نظرسنجی درمورد فیک 👇 اسمات باشه یا نه؟؟واقعا بگید بنویسمم...

معرفی فیک The Boss Savageژانر:عاشقانه‌_درام_مافیایی_شاید اسم...

The Boss Savagepart 123دسامبر 2022ساعت 18:59دقیقهروسیه" مسکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط