تو شب مستی و من آن بامدادان خمار

تو شب مستی و من، آن بامدادان خمار . .
ای خمارین مست من غرق تمنایت کنم !

ای شراب هفت ساله ، ای می انگور ناب !
از جنون عشق می نوشی که شیدایت کنم ؟؟

گم شدی در لابلای خاطرات زندگی !
آنقدر میمانم آنجا تا که پیدایت کنم ؟!
دیدگاه ها (۰)

ماهستیم که بدون هیچ سرانجامی هستیم الکی خوش

p26دقایقی گذشته که بدون حرف کنار هم راه میرن، فضای بینشون، س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط