حرفهایی که میزنیم، نه فقط صدا هستند، بلکه دستهاییاند
حرفهایی که میزنیم، نه فقط صدا هستند، بلکه دستهاییاند بلند و نامرئی،
که گاهی گلو را میفشارند و نفس زندگی را میربایند.
حرفها پا دارند، پاهایی که ردشان تا عمق دل حک میشود و هرگز پاک نمیشوند.
حرفها چشم دارند، چشمهایی سیاه و بیرحم که بیوقفه در چشمهای دیگران خیره میشوند.
اما سختترین خستگی، آن نیست که تن را فرساید، بلکه خستگی روح است؛
باری سنگینتر از روزگار و سنگینتر از زمان.
خستگیای که در سکوت دل میروید، در نگاههای سرد و قضاوتهای بیمروت،
در کلمات تلخ و نیشداری که از زبان کسانی میآید که عمق درد تو را نمیدانند.
این خستگی، آدمی را به گوشهنشینی و سکوت تلخ میکشاند،
تا جایی که دل میکشد به خاموشیای بیانتها؛ آرامشی گمشده در جان.#مست_عشق
که گاهی گلو را میفشارند و نفس زندگی را میربایند.
حرفها پا دارند، پاهایی که ردشان تا عمق دل حک میشود و هرگز پاک نمیشوند.
حرفها چشم دارند، چشمهایی سیاه و بیرحم که بیوقفه در چشمهای دیگران خیره میشوند.
اما سختترین خستگی، آن نیست که تن را فرساید، بلکه خستگی روح است؛
باری سنگینتر از روزگار و سنگینتر از زمان.
خستگیای که در سکوت دل میروید، در نگاههای سرد و قضاوتهای بیمروت،
در کلمات تلخ و نیشداری که از زبان کسانی میآید که عمق درد تو را نمیدانند.
این خستگی، آدمی را به گوشهنشینی و سکوت تلخ میکشاند،
تا جایی که دل میکشد به خاموشیای بیانتها؛ آرامشی گمشده در جان.#مست_عشق
- ۵.۷k
- ۰۹ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط