گفت پيغمبر که چون کوبي دري

گفت پيغمبر که چون کوبي دري
عاقبت زان در برون آيد سري

چون نشيني بر سر کوي کسي
عاقبت بيني تو هم روي کسي

چون ز چاهي مي کني هر روز خاک
عاقبت اندر رسي در آب پاک

"مولانا"
دیدگاه ها (۱)

✨از رجبعلی خیاط پرسیدند چرا اینقدر آرامی؟ گفت بعد از سالها م...

امـروز قلمویت را بردار ، دنیایت را رنگارنگ‌تر از همیشه نقش ب...

خوشبختی دیگران ..!!هرگز کم نمی کند از " خوشبختی تو " وثروت آ...

ما راه می‌رفتیم و زندگی نشستن بودما می‌دویدیم و زندگی راه رف...

part 2ا/ت طوری گفت که فقط ا/د بشنوه در حالی که ا/د وسایل هاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط