نامه:برای اولین پدر بزرگم

نامه:برای اولین پدر بزرگم
بابا بزرگ ببا منو ببر پارک دلم برات تنگ شده
آدما اذیتم میکنن تروخدا بیا منو ببر پیش خودت
بابا بزرگ بیا منو بگیر بغلت بودم کن
تروخداااا پاشو از رفتنت ۸ سال گذشت ولی من هیچوقت بچگیمو یادم نمیره بچه های خودت دیگه حتی تو رو یادشون هم نمیاد
ولی من هنوز منتظرم بیای در خونه رو با کلید باز کنی بگی نوه قشنگ من کو
پاشو :)
دومین پدر بزرگم :
بابایی بلند شو دلم برات تنگ شده درسته من اصلا تورو ندیدم دوسال زودتر به این دنیا گوه میومدم میتونستم ببینمت
ولی همه دارن برام از کارهات تعریف میکنن میگن اگر تورو میدید خیلی خوشحال می‌شد
چرا بلند نمیشی بلند شو منو دارن اذیت میکنن بلند شو تروخداااااا بلند شو
دیدگاه ها (۱۲)

غروب 5 شنبه...4 ماه از دستت دادنت گذشته میخوام یک دفعه ایی ب...

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part55صدای جیغ و دادای مامان میومدمامان:نفسسس...

رمان تو خود منی

#خورشیدوماه 🌙☀️part=24(فصل2)«دیدگاه ایرانا» رسیدیم خونه، سلا...

the missing link part⁸4سال بعد که درسش تموم میشه برای کار بر...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط