جمعه‌ها را همه از بس که شمردم بی تو

جمعه‌ها را همه از بس که شمردم بی تو
بغض خود را وسط سینه فشردم بی تو
بس که هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرد
دل به دریای غم و غصه سپردم بی تو
تا به این جا که به درد تو نخوردم آقا
هیچ وقت از ته دل غصه نخوردم بی تو
چاره‌ای کن، گره افتاده به کار دل من
راهی از کار دلم پیش نبردم بی تو
سال‌ها می‌شود از خویش سؤالی دارم
من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_صل_علی_محمدوآل_محمدوعجل_فرجهم
دیدگاه ها (۰)

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی تو بغض خود را وسط سینه فشرد...

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

#جمعه_دلتنگی❤️امام زمانمجمعه ها را همه از بس که شمردم بی توب...

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

دلنوشته در غروب جمعه با امام زمان – غروب هایی که بدون تو میم...

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط