عاشقانه های شبنم

گر ز چشمانت بگويم شعر بی‌پايان شود
گر ز موهايت بگويم رازِ شب عنوان شود
گر بگويم از جمالت ماه رسوا می‌شود
می‌رود تا پشت ابری در خفا پنهان شود

نمیدونم

از کجا شروع کنم
برای گفتنِ قصه‌ی عشقی
که چقدر می‌تونه بزرگ و عمیق باشه؟
عشقی شیرین و ماندگار
قدیمی‌تر از دریاها
که حقیقتِ احساسی رو می‌گه
که او به زندگیِ من آورده…
با همان اولین سلام
به دنیای خالیِ من معنا داد
دنیایی که هیچ‌وقت
عشقِ دیگری را تجربه نکرده بود
او وارد زندگی‌ام شد
و زیستن را زیبا کرد
او قلبم را
با چیزهای خاص پر می‌کند…
با نغمه‌هایی مثل آواز فرشته‌ها
با خیال‌هایی رها و بی‌مرز
روحم را از عشق لبریز می‌کند
دیدگاه ها (۰)

آرامش دلهای بیقرار

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط