باز هم شب شد و

باز هم شب شد و
من ماندم و تکرار غزل
قلمی دست من افتاد
به اصرار غزل
دیدگاه ها (۱)

تنها چیزی که قابل پس انداز نیست سهم هر روز ما از دقایق گذرا...

خوشا در پای او مردن خدایا بخت آنم دِه نشان این چ...

‌دلتنگ که باشی حتی یه تشابه اسمی هم نابودت میکنه...

تو را دارم و از هیچ ‌چیز غمم نیست...

السلام وعلیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام باز هم جا مان...

آموزش ساخت شمع قلمی دست ساز با قالب نوشمک 😉😍#شمع_دکوری#شمع_ج...

در چشم‌هایم، خستگیِ تمامِ شب‌هایی است که بیدار ماندم تا با خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط