یکیداداش یه چیز عمیق بهم بگو

یکی:داداش یه چیز عمیق بهم بگو!
برادر:او مرا رد کرد اما من فهمیدم که او مثل یک
کتاب است ، با جلدش مرا شگفت زده کرد ، با صفحاتش
مرا عاشق خود کرد و با پایانش مرا آزار داد.






@ابدی
دیدگاه ها (۰)

اطلاعی از اینکه چرا بدنم میلرزه و سردمه وووحالت تهوع دارم ند...

آنابل هیچوقت ترسناک نبود آنابل فقط یکم تنها بود💔زر زر های مش...

ولی رابطه من با پتو:🛐🛐🛐💁🏻‍♀️زر زر های مش لورن تامامی ندارد و...

آقایون خانم ها رولم شدمکس از سریال عزیزم استرنجزر تینگز و با...

هر موقع میدیدمش خنده روی لبش بود یه روز بهش گفتم خوشبحالت......

زندگی تباه منفصل دوم&۱۱( نائه از خستگی به خواب رفت و کنار هم...

تیزر فیک زخـم عشق🌷︵᷼⏜۪۪۪︵۫۫۫ʾ۪۫ׄ︵᷼︵᷼⏜۪۪۪︵۫۫۫ʾ۪۫ׄ︵᷼⏜۪۪۪︵‌‌︵᷼⏜...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط