ما تکیه داده نرم به بازوی یکدیگر 

ما تکیه داده نرم به بازوی یکدیگر 
در روحمان طراوت مهتاب عشق بود 
سرهایمان چو شاخه سنگین ز بار و برگ 
خامش، بر آستانه محراب عشق بود

من همچو موج ابر سپیدی کنار تو 
بر گیسویم نشسته گل مریم سپید 
هر لحظه می‌چکید ز مژگان نازکم 
بر برگ دست‌های تو، آن شبنم سپید

#فروغ_فرخزاد

✦ @foroogh_shamloo ✦
دیدگاه ها (۱)

‌ماتکیه داده نرم به بازوی یکدیگر در روحمان طراوت مهتاب عشق ب...

من همچو موج ابر سپیدی کنار تو بر گیسویم نشسته گل مریم سپید ه...

ما تکیه داده نرم به بازوی یکدگردر روحمان طراوت مهتاب عشق بود...

مثل شکوفه رایحه ای دِلفریب داشتگُلبرگ های روشنِ او بویِ سیب ...

#حضرت_رقیه #مدح_حضرت_رقیهمثل شکوفه رایحه‌ای دِلفریب داشت*گ...

ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطر تواَم سنگین شده ای ب...

ای شب از رویای تو رنگین شده ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه ...

داستان گل و بلبل...در گلستانی هنگام خزانرهگذر بود یکی تازه ج...

شعر زیبای خزان (فریدون مشیری)در گلستانی ، هنگام خزان رهگذر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط