بعد از آن دیوانگیها ای دریغ ،
بعد از آن دیوانگیها ای دریغ ،
باورم ناید که عاشق گشتهام !
گویا او مرده در من کاینچنین
خسته و خاموش و باطل گشتهام ،
هر دم اَز آئینه میپرسم ملول
چیستم دیگر ، بچشمت چیستم ؟
لیک در آئینه میبینم که ، وای
سایهای هم زانچه بودم نیستم .
- 𓍼 ִֶָ
باورم ناید که عاشق گشتهام !
گویا او مرده در من کاینچنین
خسته و خاموش و باطل گشتهام ،
هر دم اَز آئینه میپرسم ملول
چیستم دیگر ، بچشمت چیستم ؟
لیک در آئینه میبینم که ، وای
سایهای هم زانچه بودم نیستم .
- 𓍼 ִֶָ
- ۳۰۰
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط