‌‌‌‌چه‌ها با جانِ خود دور از رخِ جانانِ خود کردم

‌‌‌‌چه‌ها با جانِ خود دور از رخِ جانانِ خود کردم
مگر دشمن کند اینها که من با جانِ خود کردم
طبیبم گفت درمانی ندارد دردِ مهجوری
غلط می‌گفت! خود را کشتم و درمان خود کردم...
ز سر بگذشت آب دیده‌اش از سرگذشتِ من
به هر کس شرح آب دیدهٔ گریان خود کردم
- وحشی بافقی
دیدگاه ها (۱)

من به خانه بازگشتم، مادرم پرسید:میوه از میدان خریدی هیچ؟- می...

حدیثِ روضه نگویم گلِ بهشت نبویمجمالِ حور نجویم د...

عاشق توضیح دادنش شدم 😂

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

🌕 با سلام  برای تهیه و گردآوری متن زیر زحمت زیادی کشیده شده،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط