او تورا بیشتراز جانش دوست میداشت این رازمانی متوجه شدم وق

او تورا بیشتراز جانش دوست میداشت این رازمانی متوجه شدم وقتی نامت برزبانش جاری شد اشک درچشمانش حلقه زد و گفت اوقول داده بود......
دیدگاه ها (۰)

من درپیله تنهای خود تنیده بودم تو آمدی،جانم شدی،رفتی.....رفت...

اگه وجدان داری دختری که بهت اعتماد کرده و باورت داشته رو با ...

اسم سریال عشق بی حدو مرزبچه ها میدونید داشتم فیلم متوجه این...

هم‌رزمانش می‌گفتند:وقتی کاظم نماز می‌خواند، انگار از این دنی...

my exp.70سه روز بعد.کل گروه جلوی یه جواهرفروشی وایستاده بودن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط