مگر چه می‌خواهم از وطن؟

مگر چه می‌خواهم از وطن؟
جز لقمه‌ای نان و خیالی آسوده.

چه می‌‌خواهم؟
جز تکه‌ای آ‌فتاب و
بارانی که آهسته ببارد.
جز پنجره‌ای که رو به عشق و آزادی گشوده شود؟!
مگر چه خواستم از وطن که از من دریغش کرد؟
دیدگاه ها (۱)

نگرانی هرگز ازغصه فردا کم نمی کندفقط آرامش امروز تو را می دز...

مهم نیست حالم خوب باشه یا بدهر موقع حالم رو بپرسی من بهتر می...

دردناک ترین چیز آن است که انسان ، حقش را آرزو میکند

نام: قرارداد نفرتPart:78صدای قدم‌ها از راهرو نزدیک‌تر شد.جین...

نام: قرارداد نفرتPart:⁴⁶صبح روز بعد...نور آفتاب از لای پرده‌...

رمان جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط