🍃طبیب جان

🍃طبیب جان

آدم مریض که می‌شود، نازش هم سنگین می‌شود. دیگر هر کسی نمی‌تواند نازش را بخرد. در این هنگام وقتی معشوق قصد خریدن ناز عاشق را می‌کند، عاشق در یک دوراهی متحیّر می‌شود: اگر معشوق بر سر بالینش حاضر شود، با صدای پای او، هر چه بیماری است، از میان می‌رود. آن وقت می‌ترسد از این که معشوق بیاید و فسلفه‌ای برای ماندنش نیابد. اگر هم عاشق بیمار بماند، معلوم می‌شود که از عشق، جز ادعایش بهره‌ای دیگر نداشته.
حالا باید چه کار کند عاشق بیچاره. به معشوق بگوید برگرد یا ساکت بماند و آمدن معشوق را سنگ محکی برای عشق خویش بداند.
من خودم را از این تحیر نجات داده‌ام و فریاد می‌زنم اگر مریض شدم، حتماً برای خریدن نازم بر سر بالینم بیا. یا عاشقم و خوب می‌شوم یا عاشق نیستم و رسوا می‌شوم. تو همین که قصد کنی به سویم بیایی، برای یک عمر مستی کافی است.
صبح زیبای تان بخیر طبیب جان!

💚☀️صبح زیبای خوبان منور به جان جهان حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفدا ☀️💚




#محرم
#ماه_محرم
#امام_مهدی
#امام_حسین
#نوحه
#کلیپ_رایگان
#ویسگون
#فالو_لایک_فراموش_نشه😻❤👉
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره
#پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن
#جذب_فالور
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی پارت ۱عمارتِ جونگ‌کوک همیشه بویِ سردِ باروت و بویِ...

نمیدانم انسان های عاشق چقدر دل خوشن برای تجربه پاییز در کنار...

نمیدانم انسان های عاشق چقدر دل خوشن برای تجربه پاییز در کنار...

متن زیبای همایون شجریان برای سیمین بهبهانی چه می‌توان کرد وق...

بررسی شعر زیبای «ونگوک» از (تس) (بخش دوم) ................ ن...

**«عاشق شو، وگرنه روزی کار این جهان به پایان می‌رسد بدون آن...

•●🩵🌿🍋●•به کدام رسم خویش دوستت بدارم . . .به کدام حس فقیر و د...

سلاممن می خوام رمانم رو بنویسم یه رمان واقعی از جنس حقیقت شا...

وقتی خورشید طلوع کرد از پشت پنجره کلبه ای قدیمی شمع  سوخته ا...

▪ ▪ ▪ ▪ ▪ ▪ *هذا ما قاله الامام الحسین علیه السلام عند خروجه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط