اقا جان سلام

💔اقا جان سلام..
حضرت اقا این رسمش بود؟
میدونم خسته بودی میدونم خیلی بهت زخم زبون زدن..
میدونم خیلی دلت شکست..
ولی پدرم ، منم خیلی دوست داشتمت ..!
اقا جانم میگم الان وقت رفتن بود؟
همیشه بعد از هرداغ عظیمی با حرفای شما آروم‌ میشدیم..😭
الان مگر با صدای انا مهدی امام زمان درد نبودت برامون کمتر‌ شه..🤲
بابا جان وقت رفتن بود؟ یعنی باید می‌رفتی ؟
یعنی هیچ راهی نبود که منتهی به برگشت بشه؟
اقا دلم شکست..
صداشو میشنوم..
صدای سخنرانی های شمارو هم میشنوم..
ولی پدرم میخوام ببینمت ..
سرپا باشی بخندی با اون صلابت..
از درون آتیشم دارم میسوزم..😭😭
اما از بیرون انگار یخ زدم..
دلمون برات تنگ میشه ..😭😭
البته تنگ شده..😭
نمیشه برگردی؟
نمیشه همش دروغ باشه؟
حضرت اقا خونت گردن کیه؟
بابا جان چی‌بگم..
دلم از همه این خائنا پره..
چقدر باید تاوان بدیم..
داغت کمرم شکست...
بد جور شکست..

رهبرم خسته نباشی
قلبم داره با گفتن این میسوزه ولی خسته نباشی..
خسته نباشی مرد...
مرد بزرگ خسته نباشی..
حلال کن مارو که سرباز خوبی نبودیم...
حلال کن سید ..
اقااااا جانم توروخدا با امام زمان برگرد..
منتظرتیم❤️‍🩹
دیدگاه ها (۳)

خدایا شبی شب قدرهتو را به دل شکسته حضرت زهرابه حرمت امام حسی...

چه انتظار عجیبی😭!تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی!عجیب تر ...

میجنگم واسه هدفی دارم🧡

طبیعت گردی با رفقا ولی گرما زده شدیم🥵

💔سید سلام..سید این رسمش بود؟سید میدونم خسته بودی میدونم خیلی...

My uncle (part19)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط