فیک التماس پارت ⓪①

فیک التماس پارت ⓪①

ویو ته:

پزشک: این دارو هارو میدم حتمی بخورن و چیزی رو عمیق بو نکنن مخصوصا ادکلن و بوی گل و توی سردشون نشه که گلو درد بشن
اگه هم گلو درد شدن حتمی سریع به بیمارستان مراجعه کنین

ته: باشه ممنون

پزشک رفت، ا.تم خابید

به اجوما و بقیه ی خدمتکارا گفتم وسایل ا.ت و اینارو بیارن اتاق خودم تا حواسم بهش باشه


ویو ا.ت

بلند شدم دیدم اتاقم خالیه که اجوما اومد

اجوما: خانوم ارباب گفتن برین اتاقشون

ا.ت: به اربابت بگو این بدبخت خون بالا اورده نمیتونه راه بره

اجوما رفت بیرون و بعدش ته اومد تو

ته: بلند شو

ا.ت: نمیتونم

ته بغلم کرد و برد تو اتاق خودش رو تختش گذاشت

ته: استراحت کن من باید برم سر کار

ا.ت: الان که شبه

ته: کار فوری واسم پیش اومده راستی

یه قوطی قرص بهم داد

ته: اینارم دکتر گفته بخوری

ا.ت: میدونم تو خونه قرص داشتم

ته: پس یعنی میدونستی و بهم چیزی نگفتی؟ (عصبانی)

ا.ت: ام اره

ته: تنبیهت کنم؟

ا.ت: توکه یه مافیای سرد و خشنی چرا انقد برات مهمه؟

ته: ا.ت...
دیدگاه ها (۰)

لباس و اینای ا.ت توی پارت 11 و 12

فیک التماس پارت ①①ویو ا.ت: ته : ا.ت نمیدونم چطوری بهت بگم ام...

فیک التماس پارت ⑨تهیونگ: قضیش مفصله براتون توضیح میدم تهیونگ...

ویس اینو پاک کرده بود

شوهر اتفاقی

مافیای من

عشق دروغین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط