غم آرام آرام جای خنده هایمان را گرفت .

خنده‌های منقرض شده ؛
دیدگاه ها (۰)

سرمای‌ دستانِ‌ کوچکِ‌ تو ؛ می‌ پرستمش .

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ چَشمانش ‌آرِزوست .

مثلِ رگی که برای حس‌کردن، تیغ را باور کرد ؛

پنهان کردم تا پنهانی دوستت داشته باشم.

خدایا امشبکوله پشتی مارا پر کناز آرزوهای زیبا ودوست داشتنی ت...

یکی از نسل های منقرض شده اگه بودن ما کتاب خونا سینگل نبودیم😒

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط