چیزی راجع به شبهای جهنمی به گوشتان خورده

چیزی راجع به شبهای جهنمی به گوشتان خورده؟؟؟
همان شبهایی که دلتان گرفته...
همان شبهایی که  انگار غم دنیا را گذاشته اند سر دلتان...
همان شبهایی که دنبال بهانه ای تا بغض هایت را زار بزنی...
که حرف نمیخواهی...نصیحت نمی خواهی...
فقط شانه میخواهی و اطمینانی از جنس"غصه نخور من هستم"
اما تنهایی...
شاید شما ندانید اما ما آدمهای تنها از این شبهای جهنمی بسیار داشتیم..میدانید ؟ما همیشه از درد به خودمان پناه بردیم چون تنها بودیم و گناه ما همین تنهایی بود....
ما آدمهای تنها محکم نیستیم...اما بلدیم ادای محکم بودن دربیاوریم...
ماسالهاست فهمیده ایم قسمت کردن تنهاییمان با دیگران تنهاترمان میکند فقط همین...
دیدگاه ها (۵)

رفت و خجالت کشیدم بگویم :گند زدی به تمام باورهایمغرورم نگذاش...

جذام، سمت چپ قلبم را خورده. دیگر نمی توانم کسی را دوست داشته...

در قسمتی ازاین کره ی خاکی جمعیتی ساکن اند به نام "مهرزیستان"...

عشق، جنونی دلخواه است. حسادت کردن به خورشیدی که اول صبح شانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط