(درخواستی)
Jeon Jungkook
prt:اخر
"همه رفته بودن اما ا.ت همچنان داخل کلاس بود
دستش رو روی میز گذاشت و سرش رو روی دستش
چشماش رو بسته بود"
" که یه دست گرم روی کمرش قرار گرفت از ترس چماش رو باز کرد که آروم دست روی کمرش به نشانه نوازش حرکت کرد چشماش از حدقه زده بود بالا سریع از بلند شد به صاحب دست نگاه کرد وقتی چهره نگران پسر دید نفس از سر خیال راحتی کشید محکم به بازوی پسر زد گفت:"
+ترسیدم بیشعور...هوف چیه ؟ چیمیگی باز ؟..
"پسر نگاهی به دختر کرد گفت:"
-سرت درد میکنه؟ میخوای بریم دکتر؟
چشماشو به چشم های دختر داد گفت:
-به عصبی شدنمم داد زدنام نگاه نکن وقتی مفهمم جاییت درد میکنه همون نقطه صدبرابر برای من درد میکنه وقتی گریه میکنی من بیشتر از تو گریه میکنم
"دستشو توی دستاش گرفت گفت:"
-میشه انقدر باهام سرد نباشی ببخشید نباید بخاطر یه امتحان سرت داد میزدم منو میبخشی ؟*مظلوم*
"دختر سرش رو پایین انداخت
اروم لب زد:"
_میشه انقدر مظلوم بازی در نیاری؟
"نگاهش رو به جونگکوک داد
نزدیکش شد و رفت توی بغلش
سرش رو بین سینه های جونگکوک پنهون کرد"
"پسر متقابل بغلش کرد سرش رو نوازش کرد گفت:"
-واسه اینکه دل تورو بدست بیام هر کاری میکنم
شاهدخت رویاهام دوستت دارم
finished...
نینی کوچولوام این فیک تموم شد امیدوارم خوشتون اومده باشه و دوسش داشته باشین و اینکه منتظر فیک بعدی باشین جیگرا
مراقب خودتون باشین فعلاااا
همکا:
ا.ت:https://wisgoon.com/victor66
جونگکوک:@iloveli
🫧بوس به کلتون🫧
prt:اخر
"همه رفته بودن اما ا.ت همچنان داخل کلاس بود
دستش رو روی میز گذاشت و سرش رو روی دستش
چشماش رو بسته بود"
" که یه دست گرم روی کمرش قرار گرفت از ترس چماش رو باز کرد که آروم دست روی کمرش به نشانه نوازش حرکت کرد چشماش از حدقه زده بود بالا سریع از بلند شد به صاحب دست نگاه کرد وقتی چهره نگران پسر دید نفس از سر خیال راحتی کشید محکم به بازوی پسر زد گفت:"
+ترسیدم بیشعور...هوف چیه ؟ چیمیگی باز ؟..
"پسر نگاهی به دختر کرد گفت:"
-سرت درد میکنه؟ میخوای بریم دکتر؟
چشماشو به چشم های دختر داد گفت:
-به عصبی شدنمم داد زدنام نگاه نکن وقتی مفهمم جاییت درد میکنه همون نقطه صدبرابر برای من درد میکنه وقتی گریه میکنی من بیشتر از تو گریه میکنم
"دستشو توی دستاش گرفت گفت:"
-میشه انقدر باهام سرد نباشی ببخشید نباید بخاطر یه امتحان سرت داد میزدم منو میبخشی ؟*مظلوم*
"دختر سرش رو پایین انداخت
اروم لب زد:"
_میشه انقدر مظلوم بازی در نیاری؟
"نگاهش رو به جونگکوک داد
نزدیکش شد و رفت توی بغلش
سرش رو بین سینه های جونگکوک پنهون کرد"
"پسر متقابل بغلش کرد سرش رو نوازش کرد گفت:"
-واسه اینکه دل تورو بدست بیام هر کاری میکنم
شاهدخت رویاهام دوستت دارم
finished...
نینی کوچولوام این فیک تموم شد امیدوارم خوشتون اومده باشه و دوسش داشته باشین و اینکه منتظر فیک بعدی باشین جیگرا
مراقب خودتون باشین فعلاااا
همکا:
ا.ت:https://wisgoon.com/victor66
جونگکوک:@iloveli
🫧بوس به کلتون🫧
- ۲.۸k
- ۱۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط