و اون به قدری برایم رویایی و پرستیدنی‌ بود ، حاضر به مرگ

و اون به قدری برایم رویایی و پرستیدنی‌ بود ، حاضر به مرگ بودم تا فقط لحظه ای لبخندش را ببینم .
دیدگاه ها (۲)

انقدر واسم عزیز بودی، که وقتی از چشمم افتادی من بیشتر قلبم ش...

نه خودت دوسم داشتی، نه گذاشتی یکی دیگه رو دوست داشته باشم.

من در لاک خودم راحت ترم.انجا میشد ارام و بی دغدغه زندگی کرد!...

لبخند زدن وقتی‌که درونت زخم است، هنر دلقک بودن نیست، هنرِ ان...

پسرم💖پسرم💞وقتی تــ💞ـــو باشیزندگی برایم زیباستعاشقی برایم با...

ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااچی میشد من یه سگ واقعی ...

اون لحظه به حسی داشته انگار از مرگ جون سالم به در بردی☠️

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط