وقتی شانس در خونمون رو میزد من کپیده بودم

وقتی شانس در خونمون رو میزد من کپیده بودم😫😫🤦‍♀️🤦‍♀️

به خاطر اینکه که معدل ۲۰ گرفته بودم امروز عصری برامون جشن گرفته بودن با دوستام توی یک ردیف نشسته بودیم بعد آنقدر باهم حرف زدیم مامان یکی از بچه ها برگشت گفت آنقدر حرف زدید من نمیتونیم تمرکز کنم حالا یک آقا اومده بود درمورد خانواده حرف میز کلا ۱ ساعت سرمون رو برد. بعد بهمون یک لوح تقدیر و قاب عکس دادن یعنی قشنگ زارتتتتتتتت🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️
دیدگاه ها (۳)

تولدت مبارککککک🥳🥳🥳

تولدت مبارک الگوی زندگیم:))

بچه ها به خاطر این چند روز فعالیت نکردن شرمنده‌ چون مامانم گ...

۳ روز دیگه تولد یونگیههههههه🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳

Novel panleo ♡ #part⁵¹ ♡『 leoreza 』فقط ۲۰مین دیگه هواپیما فر...

𝙋 :: 4ویو جونگ کوک ::هممون بلند شدیم و رفتیم تو راه مامان بز...

برای فرشته من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط