و آن گاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم

و آن گاه بانوی پُر غرورِ عشقِ خود را دیدم
در آستانه ى پُر نیلوفرِ باران
که پیرهن اش دستخوشِ بادی شوخ بود

#احمد_شاملو
#باغ_آینه
دیدگاه ها (۸)

ای کاش می‌توانستند از آفتاب یاد بگیرند،که بی دریغ باشنددر در...

دسته‌ی کاغذ بر میزدر نخستین نگاهِ آفتاب.کتابی مبهم وسیگاری خ...

بوسیدمش.. دیگر هراس نداشتمجهان پایان یابد..من از جهانسهمم را...

من در خطوط تو مي‌جويم پرچين امن حمايت را#سيمين_بهبهانى

مينويسم باران ،دفترم پر ميشود ازواژه هاى خيسبوى خاكصداى ناود...

#عاشقانه_های_من#موزیک #ترانه #آهنگ#ویدیو_موزیک #موزیک_ویدیو#...

‍ وفاداری ساده نبوددرنبودنهایت...،سختی های جان فرسای جاده ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط