my crazy mafiya

Part29

از اینجا رفت و الیکا از زیر میز اومد بیرون


روی مبل لم داد
تاحالا ابن روی سوهی رو ندیده بودم الحق که دختر مافیاس مثل کلیت نیست

_اون خیلی زرنگه یک چیزی فهمیده
&اوهوم
_باید عروس و داماد خیلی عاشق و معشوق باشن ، فردا یک جشن داره دویون جشن تولد پسرش شما دوتا باید مثل دوتا زوج باشین
$الانم هستیم عزیزم.
_ولی من به ظاهر نمیبینم
&خیله خب بیخیال شین
اوهوم
_خب رئیس من دیگه کاری ندارم میتونم برم
&اوه،راس میگی ساعت از ۱۰ گذشته بهتره جلسه رو تموم کنیم
_با اجازه رئیس ......عه راستی از دیدنت خوشحال شدم کلین و جونگ کوک
(ویو سوهی)
از اتاق خارج شدن
سوار ماشینم شدن و راه افتادم
_اره ...اره درسته،دارم درد میکشم چون اون باید مال من میشد نه اون اون....اون.گگچی داشت که بخاطرش منو ول کرد من خیلی خوشگل تر از اونم آره درسته من به قصد کشتن اون بهش نزدیک شدم ولی الان این دل لامصبم رو چیکار کنم که داره از درد میترکه
دبی که قطعه قطعه شده
دلی که همه رو از دست داد
حتی اون.....

ادامه دارد.....

لایک و کامنت و فالو یادت نره 😘
دیدگاه ها (۲)

my crazy mafiya

my crazy mafiya

my crazy mafiya

‌╭────────╮ 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞 ‌╰────────╯عــشــق‌و‌نــف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط