منی که....
از درد نمی دانم چه گویم...
به چه تکیه کنم ، به چه بیندیشم....
حق انتخاب که هیچ یک لحظه را نیز نمی توانم شاد باشم .
به مردمی نگاه میکنم که هر کدام از درد تظاهر می کنند .
به گذشته میندیشم گریه ام بند نمی آید!
به آینده میندیشم استرس درونم می خزد!
همچنان نمی دانم ،نمی دانم ونمی دانم.....
(نوشته ای از درون قلبم)
به چه تکیه کنم ، به چه بیندیشم....
حق انتخاب که هیچ یک لحظه را نیز نمی توانم شاد باشم .
به مردمی نگاه میکنم که هر کدام از درد تظاهر می کنند .
به گذشته میندیشم گریه ام بند نمی آید!
به آینده میندیشم استرس درونم می خزد!
همچنان نمی دانم ،نمی دانم ونمی دانم.....
(نوشته ای از درون قلبم)
- ۵.۸k
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط