دیگه واقعاً نمی‌دونم چطوری ادامه بدم و چی به شماهابگم… 🥀

دیگه واقعاً نمی‌دونم چطوری ادامه بدم و چی به شماهابگم… 🥀

توی این چند وقت، برای هر کلمه و هر جمله‌ای که نوشتم، ساعت‌ها وقت گذاشتم. نه فقط وقت، بلکه بخشی از قلبم رو توی این داستان‌ها گذاشتم. ولی وقتی می‌بینم حمایت‌ها در این حد کمه (فقط ۲۰ تا ۳۰ لایک از بین چند صد نفر)، حس می‌کنم انگار دارم برای دیوار می‌نویسم!
نمی‌خوام فقط لایک کنید می‌خوام کنار اون هم کامنت بزارید و بی تفاوت رد نشید.....:))))

شاید شما فکر می‌کنید لایک کردن و کامنت گذاشتن کار سختیه، اما برای منی که نویسنده‌ام، همین اعداد کوچک تنها دلخوشیه. وقتی می‌بینم استوری‌هام رو فقط ۱۰-۱۲ نفر می‌بینن، از خودم می‌پرسم پس بقیه کجان؟ چرا وقتی من با عشق برای شما داستان می‌نویسم، شما حتی حاضر نیستید یه ثانیه برای لایک کردنش وقت بذارید؟

راستش رو بخواید، این‌طوری دیگه انگیزه‌ای برای ادامه دادن نمی‌مونه. قرار بود پارت‌های «سرقت در شب عقد» رو خیلی زود شروع کنم، اما وقتی حمایتی نیست، چرا باید این کار رو بکنم؟

تصمیم گرفتم شرط لایک برای شروع داستان جدید بذارم، نه از روی خودخواهی، بلکه برای اینکه بدونم آیا اصلاً کسی هست که اینجا منتظر کارهای من باشه یا نه.
اگه واقعاً داستان‌های من رو دوست دارید، الان وقتشه که نشون بدید. اگه نه، شاید بهتره واقعاً مسیرم رو عوض کنم.

پارت اول «سرقت در شب عقد» فقط وقتی اپ میشه که این پست به ۱۰۰ تا لایک برسه. تصمیم با شماست؛ یا می‌خوایم کنار هم ادامه بدیم، یا اینجا برای من آخر خطه."
دیدگاه ها (۰)

کپشن چک شه نانازا🥹💕🌊بالاخره انتظارها به سر رسید! ✨بعد از کلی...

زیبا‌فالو‌شه🫐https://wisgoon.com/mammy_kalira

ببین نمیدونم یهویی چی شده ولی دارم یک داستان می‌نویسم😂😅 و قر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط