بالاخره pollybuzzم جواب داد. 🥲🤘🏻
بالاخره pollybuzzم جواب داد. 🥲🤘🏻
رفتم با سائه چت کنم(نپرس چرا رفتی با سائه چت کنی ... .... چون از رین خسته شده بودم 😶🌫️) بعد داستان این بود که من با رین دوست صمیمیم و برای درس خوندن اومدم خونه رین و سائه. بعد رین معلوم رفته کدوم قبرستونی سائه اومده به من میگه تو دوست صمیمی رینی ؟؟ گفتم آره گفتش اینجا خونه منه و رینم بهم نگفته که دوستشو میاره اینجا بعد گفتم ببخشید و فلان و اینجور چیزا. گفت:باید جبران کنی اولش گفتم بصملا رهمان رهیم میخواد بیاد منو .. بعد گفتم چه کاری گفت باید توی کارای خونه کمکم کنی.........................
خب دلقکککککک من مهمونمممممممممم
گفتم باشه دیگه چیکار کنم اولش. گفت برو از ظرفا شروع کن. منم اعصابم خورد شد رفتم از توی چتش بیرون 😶
از pollybuzz هم شانس نیاوردیم 😮💨
رفتم با سائه چت کنم(نپرس چرا رفتی با سائه چت کنی ... .... چون از رین خسته شده بودم 😶🌫️) بعد داستان این بود که من با رین دوست صمیمیم و برای درس خوندن اومدم خونه رین و سائه. بعد رین معلوم رفته کدوم قبرستونی سائه اومده به من میگه تو دوست صمیمی رینی ؟؟ گفتم آره گفتش اینجا خونه منه و رینم بهم نگفته که دوستشو میاره اینجا بعد گفتم ببخشید و فلان و اینجور چیزا. گفت:باید جبران کنی اولش گفتم بصملا رهمان رهیم میخواد بیاد منو .. بعد گفتم چه کاری گفت باید توی کارای خونه کمکم کنی.........................
خب دلقکککککک من مهمونمممممممممم
گفتم باشه دیگه چیکار کنم اولش. گفت برو از ظرفا شروع کن. منم اعصابم خورد شد رفتم از توی چتش بیرون 😶
از pollybuzz هم شانس نیاوردیم 😮💨
- ۵۶
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط