" پرواز قوها "
" پرواز قوها "
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۹۶
ویو راوی
تهیونگ به زحمت بلند شد و آرتور رو روی کولش انداخت و به سمت بیمارستان راه افتاد و فقط از خدا میخواست که آرتور سالم بمونه ولی خودش هم میدونست دیگه کار از کار گذشته
بعد از مدتی شهر اروم شد و مردم کم کم به خونه هاشون میرفتن و به خاطر همین نورا ، مینار و لارا از جای امنی که بودن خارج شدن و به طرف خونه رفتن که نورا گفت
+ باید تهیونگ رو پیدا کنم
× نترس اونا خودشون برمیگردن
بعد از اینکه به شیرینی فروشی رسیدن برای اینکه استراحت کوچولویی بکنن ، روی صندلی نشستن که یهو تلفن مغازه زنگ زد
+ تو این وضعیت کیه زنگ زده ؟
نورا به سمت تلفن رفت و تلفن رو برداشت و گفت
+سلام بفرمایید
ولی هیچ صدای از جانب تلفن نشیده و دوباره تکرار کرد
+ببخشید با کسی کار داشتید ؟
صدای آروم تهیونگ گه توی تلفن پچید باعث شد نورا با خوشحالی بگه
_ نورا
+ تهیونگ تویی ؟ کجایی ؟
_ نورا .....اروم باش ..... فقط با مینار پاشو بیا بیمارستان
+چیزی شده تهیونگ
تهیونگ سعی کرد بغضی که توی گلوشه نشکنه و اروم بگه
_ اگه مینار پیشته ازت میخوام طبیعی رفتار کنی باشه ؟
نورا نگاهی به مینار کرد که مشغول حرف زدن با لارا بود و بعد گفت
+باشه .....فقط تو بگو چی شده ؟
_ چیزی نشده فقط ......فقط با مینار بیایین بیمارستان شهر
+باشه باشه الان میاییم
بعد از اینکه تلفن قطع شد نورا سعی کرد طبیعی رفتار کنه و به سمت مینار رفت و گفت
+مینار من احساس میکنم فشارم افتاده .....میایی بریم بیمارستان
× خب من میبرمت
+نههه مینار ....میخوام مینار منو ببره
مینار نگاهی به لارا کرد و گفت
÷ باشه بیا بریم
مینار به سمت نورا رفت و هر دو از مغازه خارج شده اند که نورا به لارا گفت
+مراقب مغازه باش تا ما برگردیم
× باشه شما برین من هستم
هردو به سمت بیمارستان راه افتادن و نورا به خیلی چیزا فکر کرد و فقط میخواست اون چیزی که ازش میترسه ، اتفاق نیوفتاده باشه
بعد از اینکه به بیمارستان رسیدن مینار به سمت ایستگاه پرستاران رفت تا تختی رو برای نورا بگیره که نورا چشمش به تهیونگ افتاد و بلند شد و به سمتش رفت
+تهیونگ ؟
تهیونگ سرشو رو از روی دستاش بلند کرد و نگاهی به نورا انداخت
+چیشده ؟
تهیونگ به سمت نورا رفت و محکم بغلش کرد که .................................
شرط
۱۲ لایک
۱۰ کامنت ( این شرط برای همه پارت ها صدق میکنه و تا نرسه پارت های بعدی رو نمیزارم )
" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"
پارت ۹۶
ویو راوی
تهیونگ به زحمت بلند شد و آرتور رو روی کولش انداخت و به سمت بیمارستان راه افتاد و فقط از خدا میخواست که آرتور سالم بمونه ولی خودش هم میدونست دیگه کار از کار گذشته
بعد از مدتی شهر اروم شد و مردم کم کم به خونه هاشون میرفتن و به خاطر همین نورا ، مینار و لارا از جای امنی که بودن خارج شدن و به طرف خونه رفتن که نورا گفت
+ باید تهیونگ رو پیدا کنم
× نترس اونا خودشون برمیگردن
بعد از اینکه به شیرینی فروشی رسیدن برای اینکه استراحت کوچولویی بکنن ، روی صندلی نشستن که یهو تلفن مغازه زنگ زد
+ تو این وضعیت کیه زنگ زده ؟
نورا به سمت تلفن رفت و تلفن رو برداشت و گفت
+سلام بفرمایید
ولی هیچ صدای از جانب تلفن نشیده و دوباره تکرار کرد
+ببخشید با کسی کار داشتید ؟
صدای آروم تهیونگ گه توی تلفن پچید باعث شد نورا با خوشحالی بگه
_ نورا
+ تهیونگ تویی ؟ کجایی ؟
_ نورا .....اروم باش ..... فقط با مینار پاشو بیا بیمارستان
+چیزی شده تهیونگ
تهیونگ سعی کرد بغضی که توی گلوشه نشکنه و اروم بگه
_ اگه مینار پیشته ازت میخوام طبیعی رفتار کنی باشه ؟
نورا نگاهی به مینار کرد که مشغول حرف زدن با لارا بود و بعد گفت
+باشه .....فقط تو بگو چی شده ؟
_ چیزی نشده فقط ......فقط با مینار بیایین بیمارستان شهر
+باشه باشه الان میاییم
بعد از اینکه تلفن قطع شد نورا سعی کرد طبیعی رفتار کنه و به سمت مینار رفت و گفت
+مینار من احساس میکنم فشارم افتاده .....میایی بریم بیمارستان
× خب من میبرمت
+نههه مینار ....میخوام مینار منو ببره
مینار نگاهی به لارا کرد و گفت
÷ باشه بیا بریم
مینار به سمت نورا رفت و هر دو از مغازه خارج شده اند که نورا به لارا گفت
+مراقب مغازه باش تا ما برگردیم
× باشه شما برین من هستم
هردو به سمت بیمارستان راه افتادن و نورا به خیلی چیزا فکر کرد و فقط میخواست اون چیزی که ازش میترسه ، اتفاق نیوفتاده باشه
بعد از اینکه به بیمارستان رسیدن مینار به سمت ایستگاه پرستاران رفت تا تختی رو برای نورا بگیره که نورا چشمش به تهیونگ افتاد و بلند شد و به سمتش رفت
+تهیونگ ؟
تهیونگ سرشو رو از روی دستاش بلند کرد و نگاهی به نورا انداخت
+چیشده ؟
تهیونگ به سمت نورا رفت و محکم بغلش کرد که .................................
شرط
۱۲ لایک
۱۰ کامنت ( این شرط برای همه پارت ها صدق میکنه و تا نرسه پارت های بعدی رو نمیزارم )
- ۴۷۱
- ۱۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط