مادر

گاهی دلم هیچ چیز نمی خواهد
جز گپ ریز ریز با مادرم
هی من حرف بزنم
هی او چای تازه دم بریزد…
هی چای ام سرد بشود
هی دلم گرم…
آنجا که چای ات سرد می شود
و دلت گرم
“خانه مادر است”
عاشقتم مامان
#مادر
#مادرم
#مامان
#مامانم
#عاشقانه
#عشق
#عاشق
#دنیام
#زندگیم
#زندگی
#نفسم
#نفس
دیدگاه ها (۱۹)

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

رمان دختر خاص ماشین جلوی در خونهٔ جیمین نگه داشت. ات با خستگ...

My idol

★彡   Part 3 彡★ ذهنم به گذشته برگشت. زمانی که فقط ۴ سالم بود ...

چند پارتی جونگ کوک | قرار قلابییک روز خیلی عادی رفتم تا نمای...

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۷«انتخاب»ات به پدرش خیره شده بود.— من...

KIM V

سناریو:مرگ پنهان/پارت¹¹**ایزوکو**کلامی با خوانندگان: عه...بر...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 134♡⁠。⁠)⁩یک سال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط