نه تو میمانی و نه اندوه و‌ نه هیچیک از مردم این آبادی ، ب

نه تو میمانی و نه اندوه و‌ نه هیچیک از مردم این آبادی ، به حباب نگران لب یک رود قسم ، به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت ، غصه هم‌میگذرد ، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ، لحظه ها عریانند ، به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز .
دیدگاه ها (۱)

دل که زنده باشد، هرخانه ای آباد می‌شود!خانه‌ی دلت آباد...❤️

یه وقتایی هستنه گریه کردن آرومت میکنهنه نفس عمیق ، نه یه لیو...

‌به یاد روزهای سخت، کزایی و نا آرومی که گذشت..که گذشت وقتی ف...

دل برقرار نیست که گویم نصیحتیاز راهِ عقل و معرفتش رهنمون شود...

به حباب نگران لب یک رود قسمو به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذش...

و نه هیچ یک از مردم این آبادی...به حباب نگران لب یک رود قسم،...

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم.. .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط