باز هم شب می شود

باز هم شب می شود
پنجره اتاق را به سوی یاس های
پر طراوت می گشایم
بوی مست کننده شان خیره می کند
چشمانِ سیاهم را
به انتهای نامعلوم خیابان ...
باز هم هوای نداشتنت
در اتاق پر می شود
چگونه تاب بیاورم این همه نبودن را...
راستی
الان من تنهاترم یا تو؟؟

شبتون بخیر در پناه حق...
دیدگاه ها (۰)

دلتنگی شباز جایی آغاز میشودکه باور میکنی هیچ کس را نداریبرای...

سن وفاسیز عشق سن،هردم منی آغلادیسانقاچیرام یول آچیرام یول لا...

یک روز می‌آیی که من دیگر دچارت نیستماز صبر لبریزم ولی چشم ان...

یڪ رنگ و بوے تازہ از عشق بگیرپر سوزترین گدازہ از عشق بگیردر ...

ظهر است و نور از پنجرهٔ سالن به درون پذیرایی می‌تابد و به ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط