بچه که بودم از بس مغرور بودم هروقت که مامانم میرفت جایی

#بچه که بودم از بس مغرور بودم هروقت که مامانم میرفت جایی و منو با خودش نمیبرد
مثل بقیه بچه ها پشتش گریه و التماس نمیکردم ولی به محض اینکه میرفت میترکیدم از گریه...
بزرگ که شدم رفتنای زیادی دیدم
چیزای زیادی از دست دادم
شبای زیادی تو تنهایی اشک ریختم و حرص خوردم که چرا پا رو غرورم نگذاشتم
با این وجود هنوز همونم
همون ادم مغروری که هرگز برا داشتن و نگه داشتن به کسی التماس نمیکنم
فقط بی صدا میشکنم...‌‌ :)
دیدگاه ها (۱)

سالهای بعد از جداییماندلم برای تو تنگ نمی شوددلم برای منی که...

#معرفی_میکنم_خدای_تکنیک#ساعی🤟👑

#تو_الماسم_اگه_باشی_یه_تیکه_رو_تاجمی

قشنگ بود و دوس داشتم 👏🖤

"بوسه آتش بر گونه رز "part 1«عشق»...کلمه ای که باهاش هیچوقت ...

"بوسه آتش بر گونه رز "part 1«عشق»...کلمه ای که باهاش هیچوقت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط