فیک تهیونگ✨
فیک تهیونگ✨
𐙚ׄ𓌔ׅ𓌔ׄ𓌔ׅ𓌔 ♡゙ 𓌔ׅ𓌔ׄ𓌔ׅ𓌔𐙚
Part 2 🌊
علامت ا/ت ×
علامت تهیونگ =
×مامان.....راستش......تهیونگ.......ماما......مامان.....مُر....مُرد(گریه)
=چ....چی......چی داری میگی(داد،عصبی)
×بخدا.....راستش....و...میگم(گریه)
=.(قطع کرد)
ویو تهیونگ:
انگار دنیا رو سرم خراب شد
میخواستم گریه کنم،یه بغضی گلومو گرفته بود،اما غرورم اجازه نمیداد که بیاد
من باید قوی باشم و از پس این چیز بر بیام.
رفتم رو تخت و خوابیدم،یاد عکس مامانم افتادم،با بغضی که تو گلوم بود خوابم برد(چرت شد اینجاش😕 یا نه؟!بگید)
صبح روز بعد 👇
ویو تهیونگ:
بلند شدم رفتم دستشویی کارای لازم رو کردم اومدم بیرون کت مشکی راه راهمو پوشیدم،ساعتمو انداختم، امروز اصلا حوصله انجام دادن هیچ کاریو نداشتم انا باید انجام میدادم
صبحنم و به زور خوردم و رفتم یه بلیطی برای کره جنوبی گرفتم،مال ساعت ۱۲ ظهر بود،
الان ساعت ۸ هست(اخی بچم سحر خیزه😅)
رفتم توی فرودگاه،یه بلیط گرفتم و با بادیگاردام رفتم خونه(جوووون بادیگارد داره😂)
بعدش رفتم به سویول زنگ زدم(واییییییییییی به من زنگ زد😉)
علامت سویول یا همون من♡
علامت تهیونگ ♤
♡الو سلام خرس عسلی
♤سلام سویول خوبی؟
♡خدارو شکر،شنیدم مادرت فوت کرده،تسلیت میگم(ببخشید که چرت شد😅)
♤خب آره......باید باهاش کنار بیام(بغض)
♡تو پسر قوی ای هستی،مطمئنم میتونی.
♤ممنون سویول،تو بهترین رفیقمی،سویول میتونم یه درخواستی ازت بکنم.
♡به به بابا، به به......تهیونگ زنگ زد و درخواستاش شروع شد.....بفرما(بفرما رو بی حال گفتم یا همون گفت😂 )
♤سویول راستش من میخواستم برم کره،تو این مدت که نیستم........
ادامه دارد
شرط
۱۰ لایک
۵ کامنت
حمایت کنید زحمت میشکم❤️
فالو هم یادتون نره🫀🫂
گزارش نکنید،فیک ها جهت سرگرمییه😒👍😍
کپی ممنوع 🚫 کپی ممنوع 🚫 کپی ممنوع 🚫
𐙚ׄ𓌔ׅ𓌔ׄ𓌔ׅ𓌔 ♡゙ 𓌔ׅ𓌔ׄ𓌔ׅ𓌔𐙚
Part 2 🌊
علامت ا/ت ×
علامت تهیونگ =
×مامان.....راستش......تهیونگ.......ماما......مامان.....مُر....مُرد(گریه)
=چ....چی......چی داری میگی(داد،عصبی)
×بخدا.....راستش....و...میگم(گریه)
=.(قطع کرد)
ویو تهیونگ:
انگار دنیا رو سرم خراب شد
میخواستم گریه کنم،یه بغضی گلومو گرفته بود،اما غرورم اجازه نمیداد که بیاد
من باید قوی باشم و از پس این چیز بر بیام.
رفتم رو تخت و خوابیدم،یاد عکس مامانم افتادم،با بغضی که تو گلوم بود خوابم برد(چرت شد اینجاش😕 یا نه؟!بگید)
صبح روز بعد 👇
ویو تهیونگ:
بلند شدم رفتم دستشویی کارای لازم رو کردم اومدم بیرون کت مشکی راه راهمو پوشیدم،ساعتمو انداختم، امروز اصلا حوصله انجام دادن هیچ کاریو نداشتم انا باید انجام میدادم
صبحنم و به زور خوردم و رفتم یه بلیطی برای کره جنوبی گرفتم،مال ساعت ۱۲ ظهر بود،
الان ساعت ۸ هست(اخی بچم سحر خیزه😅)
رفتم توی فرودگاه،یه بلیط گرفتم و با بادیگاردام رفتم خونه(جوووون بادیگارد داره😂)
بعدش رفتم به سویول زنگ زدم(واییییییییییی به من زنگ زد😉)
علامت سویول یا همون من♡
علامت تهیونگ ♤
♡الو سلام خرس عسلی
♤سلام سویول خوبی؟
♡خدارو شکر،شنیدم مادرت فوت کرده،تسلیت میگم(ببخشید که چرت شد😅)
♤خب آره......باید باهاش کنار بیام(بغض)
♡تو پسر قوی ای هستی،مطمئنم میتونی.
♤ممنون سویول،تو بهترین رفیقمی،سویول میتونم یه درخواستی ازت بکنم.
♡به به بابا، به به......تهیونگ زنگ زد و درخواستاش شروع شد.....بفرما(بفرما رو بی حال گفتم یا همون گفت😂 )
♤سویول راستش من میخواستم برم کره،تو این مدت که نیستم........
ادامه دارد
شرط
۱۰ لایک
۵ کامنت
حمایت کنید زحمت میشکم❤️
فالو هم یادتون نره🫀🫂
گزارش نکنید،فیک ها جهت سرگرمییه😒👍😍
کپی ممنوع 🚫 کپی ممنوع 🚫 کپی ممنوع 🚫
- ۴۷۶
- ۲۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط